فول تکست-پایان نامه (130)

یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 06:52
در ماده 1128 قانون مدنی آمده است هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد. شرط کردن صفتی خاص […]

دانلود ریسرچ- پایان نامه (130)

4-(رضی، محسن، (1388)، آثار عقد نکاح در حقوق ایران و فرانسه، نشر میزان، ص 87): پس از ازدواج، شغلِ زن جهت انجام تکالیف زناشویی مانع از آن است که بتواند آزادانه مانند زن بی شوهر به هر شغل مشروعی اشتغال ورزد. ماده ۱۱۱۷ ق.م مقررکرده(شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیاّت خود یا زن باشد منع کند.) دراثبات این که شغل زن منافی مصالح خانوادگی است یا حیثیات آن‌ها را زیر سؤال می‌برد به دادگاه مراجعه می‌شود و دادگاه هم برحسبِ شأن خانوادگی طرفین و عرف و عادات یک شهررأی لازم را صادر خواهد نمود. مثلا همسرً یک پزشک متخصص شروع به دست فروشی نماید؛مشخص است که دادگاه او را از شغل‌اش منع خواهد کرد؛ به دلیل احترام به آن پزشک که همسرش، شأن اجتماعی آن را از بین نبرد. باتوجه به قانون مدنی شوهر هر زمان که می‌خواست می‌توانست زن را از شغل خود منع کند و سپس همسر به دادگاه مراجعه نموده و حکم بر منع یا دایر بودن آن شغل می‌گرفت ولی با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳‌ در ماده‌ی ۱۸ این موضوع مرتفع شد. ماده‌ی۱۸ ق.ح.خ.مصوب ۱۳۵۳ ( شوهر می‌تواند با تأیید دادگاه، زن خود را ازاشتغال به هر شغل که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد منع کند. زن نیز می‌تواند از دادگاه چنین تقاضایی را بنماید. دادگاه در صورتی که اختلالی درامر معیشت خانواده ایجاد نشود، مرد را از اشتغال به شغل مذکور منع می‌کند). بر این اساس همانطور که ملاحظه می‌فرمایید دراین ماده قانون‌گذار ابتدا از ماده‌ی ۱۱۱۷قانون مدنی رفع اشکال کرده است تا مرد هر زمان که دوست داشت، نتواند زن را از شغل خود منع کند. یعنی مرد ابتدا باید حکم از دادگاه بگیرد و سپس منع شغل نماید. دوم اینکه قانون‌گذار به زن هم این حق را داده است که اگر شغل شوهرش را مغایر با شأن ومصالح خانوادگی دید، بتواند از دادگاه تقاضای تغییر شغل همسر خود را نماید که البته در این مورد یک شرط مهم و به جا مطرح نموده است و آن شرط از این قرار است که در جریان تغییر شغلِ مرد نباید خللی در وضعیت معیشتی خانواده که بسیار حائز اهمیت است وارد گردد. 5-(رمضانی ،رسول،1389،فریب در ازدواج،تهران): در ماده 1128 قانون مدنی آمده است هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود. خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.

----------- نکته مهم : هنگام انتقال متون از فایل ورد به داخل سایت بعضی از فرمول ها و اشکال درج نمی شود یا به هم ریخته می شود یا به صورت کد نمایش داده می شود ولی در سایت می توانید فایل اصلی را با فرمت ورد به صورت کاملا خوانا خریداری کنید: سایت مرجع پایان نامه ها (خرید و دانلود با امکان دانلود رایگان نمونه ها) : elmyar.net **************** شرط کردن صفتی خاص توسط یکی از طرفین ازدواج به سه شکل ممکن است در نکاح شرط شود: 1 – قبل از عقد در هنگام خواستگاری و گفتگوهای قبلی، احد طرفین به صفتی از صفات مشخص شود، و عقد مبتنی بر همان صفت واقع شود. 2 – به طور صریح در ضمن عقد شرط نشود، ولی زوج یا زوجه طرف مقابل را در حین اجرای عقد به صفتی از صفات توصیف نماید و صیغه عقد را بر فرد متصف به صفت خاص جاری سازد مثل آنکه مرد بگوید: من ازدواج کردم با خانم مهندس … 3 – در ضمن عقد به طور صریح صفت خاصی شرط شود، مثلاً زوج شرط کند که زوجه باید دارای مدرک دکتری از فلان دانشگاه باشد. 6-(حمیدی،زهرا،1391،فسخ نکاح در حقوق ایران،ص10): صاحب جواهر در تعریف تدلیس می‌فرمایندو هو تفعیل من المدالسه بمعنی المخادعه و الدلس محرکاً الظلمه فکان المدلس لما دلس و خدع اظلم الامر علی المخدوع. حضرت امام (ره) درباره شرایط تحقق تدلیس می‌فرمایند: «تدلیس تحقق پیدا می‌کند با توصیف کردن زوجه خودش را به اینکه از سلامت و صحت برخوردار است نزد زوجه به صورتی که سبب غرور و گول خوردن زوج گردد تدلیس صدق پیدا نمی‌کند با خبرهایی که زوج یا زوجه شنیده‌اند یا امری غیر از ازدواج باشد. همچنین به نظر می‌رسد که تدلیس تحقق پیدا می‌کند با سکوت هنگامی که زوجه آگاه به عیب خود است و آن را از زوج مخفی می‌کند و آگاه است که اگر عیب روشن شود زوج از ازدواج با وی خودداری خواهد کرد. 7-(عادلیان،حمید رضا،1387،علل فسخ نکاح،ص56): متون فقهی بحث از خیار تخلف صفت آن طوری که در قانون مدنی آمده است صریحاً نیامده است. در این مورد بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. در بعضی از روایات و نصوص وجود خیار در صورت وجود عنصر تدلیس و فریب در ازدواج استنباط می‌شود اما باید به این نکته توجه داشت که همواره اشتراط صفت خاص و یا انجام عقد متبایناً بر صفت مستلزم وجود تدلیس نمی‌باشد بلکه هرچند گاهی چنین است، در مقابل بسیاری از مواقع نیز صفتی خاص توسط احد طرفین شرط می‌شود و یا عقد مبتنی بر یکی از اوصاف واقع می‌گردد، بدون آنکه از طرف مقابل به هیچ وجه تدلیس و فریبی سرزده باشد. بسیاری از فقها به استناد روایات، در عقد نکاح قائل به خیار تدلیس شده‌اند 8-(امیری،حسین،1392،تدلیس در حقوق ایران،ص34): امروزه یکی از مشکلات میان زوجهای جوان که به واسطهی آن کانونهای خانوادگی در همان سالهای اول از هم میپاشد ، نبود صداقت و فریبخوردن یکی از طرفین یا اصطلاحاً فریب در ازدواج است که حجمی از پروندههای دادگاه خانواده را به خود اختصاص میدهد.با توجه به پروندههای موجود در دادگاهها بیشتر فریبهایی که از جانب آقایان صورت گرفته ، دروغ در بیان داشتن تحصیلات عالیه ، شغل مناسب و یا حتی ادعای فرزندی یکی از خانوادههای معروف بودن است و در مقابل فریبهایی که از جانب خانمها صورت گرفته اکثراً مبتنی بر پنهانکردن ازدواج در گذشته است که با آشکار شدن این موارد، فریبخورده شکایت خود را تحت عنوان فریب در ازدواج به دادگاه ارائه میدهد. 9-(رضوی،سعید،انحلال نکاح ،1389،ص65): واردی که فرد به دروغ صفتی را برای خویش بیان ‌کند یا عیب ظاهری را خلاف واقع نشان دهد یا نسبت به عیب مخفی خود که از آن اطلاع دارد، سکوت ‌نماید، سبب فریب گردیده و به عبارت دیگر طرف مقابل در این نکاح مورد «تدلیس» واقع شده است. بنابراین در تمامی موارد تخلف از شرط صفت، تدلیس محقق نمی‌گردد، بلکه زمانی تدلیس به حساب میآید که قصد فریب و گول زدن لحاظ شده باشد.در هر حال در موارد تخلف از شرط صفت نیز به استناد ماده 1128 عقد قابل فسخ خواهد بود. 10-(رستمی،علی،تدلیس در فقه و حقوق،1387،ص32): ر مقابل فریب در ازدواج دو راهکار وجود دارد. فرد فریبخورده یا میتواند از طریق کیفری شکایت کند که در این صورت 6 ماه الی 2 سال حبس تعیین میشود [8]یا میتواند اقدام حقوقی کرده تقاضای حق فسخ کند . فسخ ازدواج تشریفات خاص طلاق را ندارد و فریبخورده میتواند به راحتی نکاح را فسخ کند.اختیار فسخ فوری است بدین معنی که طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع نکاح را فسخ نکند این حق او ساقط میشود البته به این شرط که علم به این حق فسخ و علم به فوریت آن داشته باشد . تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از این حق لازم بوده به نظر عرف و عادت است.اگر آگاهی فرد فریبخورده بعد از رابطه زناشویی باشد ، وی میتواند علاوه بر فسخ نکاح از عامل فریب مهریه را باز پس گیرد. دادگاه در صدور حکم مجازات مجاز است که میزان حبس را بر میزان حداقل یا حداکثر تعیین کند ولی همین دادگاه میتواند به لحاظ جهات مخففه یعنی با توجه به این که فرد فریبدهنده جوان بوده و دارای سوء سابقه نیست ، جریمه را حتی تا میزان 50 هزار تومان تخفیف دهد یعنی کاملا بستگی به دادگاه دارد که میزان حبس و مجازات را به چه حدی تعیین کند. 6-سوالات تحقیق 1-آیا سکوت و ترک فعل از منظر فقهی و همچنین حقوقی،موجب تحقق جرم تدلیس در ازدواج می گردد؟

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.